سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

55

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

يك بحث ديگر ، تندىهاى خلفا بر ائمه عليهم السّلام است ؛ مثل آنچه در مواردى ميان منصور با امام صادق عليه السّلام يا هارون با موسى بن جعفر عليه السّلام گذشته و قبلا به بعضى از آن‌ها اشاره كرده‌ام . استراتژى امامت بحث ديگرى كه كاملا جالب و قابل تعقيب است ، داعيه‌هايى است كه حاكى از استراتژى امامت است . گاه در اظهارات و مباحثات ائمه عليهم السّلام بيانات و داعيه‌هايى مطرح مىشود كه عادى نيست و حاكى از هدف و خط مشى خاصى است كه همان استراتژى امامت است . از جملهء اين موارد ، گفت‌وگوى حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام با هارون دربارهء فدك است . هارون روزى به امام كاظم عليه السّلام گفت : « حدّ فدكا حتى اردّها اليك » ؛ يعنى حدود فدك را معين كن تا آن را به تو برگردانم . فكر مىكرد با اين كار ، شعار فدك را كه در خاندان اهل بيت همواره به عنوان يك سند مظلوميت تاريخى مطرح بود ، بىاثر كند و اين حربه را از آنان بگيرد ، و شايد با اين كار ، مقايسه‌اى ميان خود و آنان كه روزى فدك را از تصرّف آنان خارج كرده‌اند ، در ذهن شيعيان اهل بيت به وجود آورد . حضرت ابتدا امتناع كردند و سپس كه او اصرار كرد ، گفتند : « لا آخذها الّا بحدودها » ؛ اگر قرار است فدك را برگردانى بايد با محدودهء واقعىاش آن را بدهى . هارون قبول كرد . امام شروع كردند حدود فدك را معين كرد ، فرمودند : « أمّا الحدّ الاول فعدن » ؛ يك سوى آن عدن است ! حالا اين گفت‌وگو در مدينه يا بغداد انجام مىگيرد ، امام منتهى اليه جزيرة العرب ، يعنى عدن ، را يك حدّ فدك معرفى مىكند ! . . . « فتغيّر وجه الرشيد و قال : ايها ! » رنگ هارون تغيير كرد و بىاختيار گفت : اوه ! حضرت فرمود : « و الحدّ الثانى سمرقند » ؛ يك سوى ديگر آن سمرقند است ؛ يعنى منتهى اليه شرقى قلمرو حكومت هارون ! « فاربدّ وجهه » ؛ رنگ هارون تيره شد . حضرت ادامه داد : « و الحدّ الثالث افريقية » ؛ مرز سوّم آن ، تونس است ! يعنى منتهى اليه غربى كشور . « فاسودّ وجهه و قال : هيه ! » صورت هارون از خشم سياه شد و گفت :